آنچه در زندگی تجربه میکنیم، تنها حاصل اتفاقات بیرونی نیست؛ بلکه بخش مهمی از آن، از تصویری سرچشمه میگیرد که در ذهن و تخیل خود از زندگی ساختهایم.
از نگاه نویل گادارد، تخیل نیروی خلاق انسان است. آنچه امروز در بیرون میبینیم، میتواند بازتابی از باورها، احساسات و تصاویری باشد که پیشتر در درون خود پذیرفتهایم.
تخیل فقط خیالپردازی درباره چیزی دور و دستنیافتنی نیست. وقتی در ذهن خود، یک وضعیت مطلوب را چنان تصور میکنیم که گویی همین اکنون واقعیت دارد و همراه آن احساس مناسب را تجربه میکنیم، در واقع در حال تغییر «حالت آگاهی» خود هستیم.
برای مثال، به جای اینکه همیشه خود را انسانی ببینیم که منتظر موفقیت، عشق، آرامش یا فراوانی است، میتوانیم در تخیل خود وارد حالتی شویم که گویی این خواسته همین اکنون محقق شده است.
نکته اساسی اینجاست:
ما نباید صرفاً چیزی را ببینیم که میخواهیم؛ باید خود را در حالتی تصور کنیم که گویی آن را به دست آوردهایم.
نویل این تغییر را با مفهوم «احساسِ واقعیت» توضیح میدهد. یعنی تخیل زمانی قدرتمند میشود که تصویر ذهنی با احساس و باور همراه شود.
پس اگر میخواهیم تجربه زندگیمان تغییر کند، نخست باید از درون تغییر کنیم؛ از تصویری که از خودمان داریم، از انتظاراتمان و از حالتی که هر روز در آن زندگی میکنیم.
چیزی که اکنون در جهان دیده نمیشود، لزوماً وجود ندارد. ممکن است هنوز در سطح بیرونی آشکار نشده باشد. تخیل پلی است میان آنچه اکنون هست و آنچه میتواند باشد.
«فراتر از امر نامرئی» را میتوان از این منظر چنین فهمید:
آنچه با چشم دیده نمیشود، میتواند در آگاهی ما وجود داشته باشد؛ و چیزی که ابتدا در تخیل بهعنوان یک واقعیت درونی تجربه میشود، میتواند در مسیر زندگی به تجربهای بیرونی تبدیل شود.